|
آسمان ابري كمپ و باد خنكي كه روي چمن ميوزد بچههاي تيم ملي را راغب ميكند تا به موقع از اتاقهايشان بيرون بيايند، لباسهاي يكدست گلبهي رنگ بپوشند و فاصله 20 قدمي هتل – آكادمي تا زمين چمن را طي كنند. البته لباس رحمتي، خليل آزاد و رحيمزاده همان گلر كوتاه قامتي كه براي هيچ كس جز هادي تأميني آشنا نيست با بقيه فرق ميكند. رحمتي زانوي آسيبديدهاش را باز كرده و مثل هميشه شيطنت خاصي در رفتار و گفتارش ديده ميشود. دروازهبان اول تيم ملي به محض اينكه پايش را روي چمن ميگذارد به منصور پورحيدري از بابت شكست پرسپوليس تبريك ميگويد: «منصورخان تبريك، شما بايد با ما بازي ميكردين!» نميدانيم منظورش چيست اما خوش و بش بازيكن و سرپرست با همين جمله تمام ميشود.
با معرفتهاي كمپ ساعت 10:30 صبح، مهدي تاج مقابل هتل – آكادمي است، كمي عجيب به نظر ميرسد اما نايب رييس فدراسيون آمده تا اوضاع حضور خبرنگاران را سر و سامان دهد. به دستور آقاي سخنگو يك ميز با چند صندلي در محوطه مقابل هتل قرار دادهاند و مشغول چيدن روي ميز هستند. قرار است از خبرنگاران با ميوه و شيريني و چاي پذيرايي شود اما روي ليوانها پوشيده شده و خبري از چاي نيست. احتمالاً قرار است پذيرايي در نوبت بعدازظهر انجام شود چرا كه خبري از تعارف به سه خبرنگار و يك عكاس حاضر در محل نيست. فقط منصور پورحيدري و افشين قطبي در پايان تمرين به خبرنگاران تعارف ميكنند تا با معرفتترين مردان كمپ لقب بگيرند.

دست چپ و راستشان را بلد نيستند! تمرين رأس ساعت 10:40 با پخش شدن بازيكنان در دور زمين تنيس فوتبال شروع ميشود و مثل هميشه با خنده و شوخي و كريخواني همراه است. بعد از 10 دقيقه افشين قطبي خيلي جدي كارش را شروع ميكند. حسين كاظمي با لباسي متفاوت وارد زمين ميشود، انگار كه دل و دماغ تمرين ندارد اما خيلي زود او هم لباس يكدست به تن ميكند و در صف منظم مليپوشان قرار ميگيرد. قرار است در دو مسير به صورت ضربدري چهار گروه از مليپوشان با حركتهاي مختلف و سريعي كه قطبي شخصاً توضيح ميدهد، كار را شروع كنند. قطبي به شدت به كارش هيجان ميدهد. در حركتهاي متنوع كوتاه بلند، قطبي با صداي هيپهيپهيپ هيپ شاگردانش را همراهي ميكند. در يكي از آيتمها قرار است بازيكنان بعد از حركت از روي كنزهاي تمريني در جهت مخالف حركت كنند. قطبي توضيح ميدهد و ميگويد بايد بعد از حركت به راست بچرخند و استارت بزنند. روي سرعت هم تأكيد ويژهاي دارد اما برخورد دو سه بازيكن در محل تلاقي خطوط مليپوشان، سرمربي تيم ملي را وادار ميكند تا با خنده رو به پورحيدري بگويد: «آقاي پورحيدري چپشون رو از راستشون تشخيص نميدن عزيزم!»
كل كل مدافعان قطبي در زميني مستطيلي شكل 8 دروازه كوچك (مثل تير دروازههاي گل كوچك) را رو در روي هم قرار ميدهد. يك آيتم ويژه براي تمرين حمله و دفاع در فضايي محدود. در لحظه اول شروع آيتم برخورد خلعتبري با تأميني منجر به مصدوميت هافبك ريزنقش تيم ملي ميشود. دكتر شهاب با استارت 100 در صد فاصله 200 متري تا محل مصدوميت را خيلي سريع طي ميكند و مداوا را روپاي خلعت انجام ميدهد. خوشبختانه مصدوميتي در كار نيست و محمدرضا از جايش بلند ميشود. قطبي مدام جاي دروازههاي كوچك را تغيير ميدهد تا كار علي مانگا تداركاتچي كهنهكار تيم ملي را سخت كند. لحظهاي كه مانگا دچار اشتباه ميشود قطبي با شوخي ميگويد: «عزيزم گوش نميدي، جيگر!» نوبت به تقابل دو خط دفاع چهار نفره در قالب دو تيم گلبهي و مشكي ميشود. آن هم در زمين با ابعاد عرض كامل زمين و طول 20 متر. آلنعمه، صلصالي، عقيلي و كعبي در تيم گلبهي درست مقابل اشجاري، سيدجلال، بنگر و حيدري قرار ميگيرند. قطبي بالاي سر آنها است و هر دقيقه چيزي به تك تكشان ميگويد. كار كعبي را به شدت زير نظر دارد و با نام كوچك او را صدا ميكند. تقابل مردان دفاعي واقعاً جذاب است، آنقدر كه مهيجترين آيتم تمرين صبح روز سوم لقب بگيرد.

كعبي، كيسه برنج بنگر! پيت بيوتر بازي دو تيم 8 نفره آبي و مشكي را زير نظر دارد و بعضاً با فريادهاي بلندش سكوت كمپ را در هم ميشكند. آبه كناپ هم در ضلع جنوب زمين با دو دروازهبان جوان تيم كار ميكند. او مربي سر به زيري است و فقط كار خودش را انجام ميدهد. مستغمي هم مدام سعي ميكند دور و بر بيوتر باشد تا هم در انتقال حرفهاي او كمك كند و هم تمرين را سريعتر جلو ببرد. ساعت 12 سوت پايان تمرين كشيده ميشود. به نظر ميرسد تمرين با نشاطي بوده چرا كه خستگي در ظاهر هيچ بازيكني ديده نميشود. سوت كه كشيده ميشود، كعبي محكم توپ را به پشت پاي بنگر ميكوبد. كعبي در توجيه شوخي خود با مدافع بلندقامت سپاهان چيزي ميگويد كه براي او قابل قبول نيست. بنگر ميگويد: «اِ، اينجوريه؟» به سمت كعبي ميرود و او را در آغوش ميگيرد. چند متري كعبي را مثل گوني برنج روي دستهاي خود حمل ميكند و آن سوي تور تنيس فوتبال پايين مياندازد. لحظهاي بعد همه بازيكنان بطري آب به دست مقابل قطبي و پورحيدري روي زمين مينشينند. قطبي چند دقيقهاي هم با سياوش اكبرپور در ميانه زمين صحبت ميكند. ميگويند او استاد كارهاي روحي رواني است و اين مزيت را هم بايد به تمرينات متنوع و شادابش اضافه كرد.

چه بد، پرسپوليس سهميه نگرفت بازيكنان به سمت هتل حركت ميكنند. يكي از اعضاي تداركات ميگويد: «اگر ميخواهيد فردا صبح همين لباسها را تميز و شسته شده در اختيار داشته باشيد الان آنها را دربياوريد و كنار بگذاريد.» هادي عقيلي چيزي در جواب ميگويد تا شوخي و مزاح تا لحظه آخر ادامه داشته باشد. قطبي حدود 10 دقيقه با پورحيدري صحبت ميكند و هر دو نفر برنامههايشان را با هم مرور ميكنند. لحظهاي بعد سرمربي تيم ملي با تكتك خبرنگاران دست ميدهد و به آنها خسته نباشيد ميگويد، او ميگويد حاضر به مصاحبه نيست و مصاحبهها طبق قرار سر وقت خودش انجام خواهد شد. خبرنگاران و عكاسان خواستههايشان را به قطبي انتقال ميدهند و آقاي سرمربي هم حرف همه را گوش ميكند. به قطبي ميگويند فضاي تيم ملي بهتر شده و او هم با لبخند جواب ميدهد: «بهتر از اين هم ميشود، شما (خبرنگارها) بايد Feedback مثبت بدهيد.» قطبي ضمن رضايت از بازي دوستانه با تايلند ميگويد: «سبك بازي تايلند به كره شمالي نزديك بود و خوشحالم كه اين مسابقه ok شد.» اما بازي پرسپوليس. قطبي ميگويد: «بازي را نديدم. قرار شده DVD اش را بگيرم و ببينم اما او از لابي هتل – آكادمي 10 دقيقه مهيج آخر را به صورت زنده، ديده بود. گفتيم احساستان چطور بود كه پاسخ شنيديم: «خيلي ناراحتكننده بود. خيلي بد است كه پرسپوليس سهميه ليگ قهرمانان را نتوانست بگيرد.»
|